محمد مفيد مستوفى بافقى

491

جامع مفيدى ( فارسى )

به خطهء يزد كه وطن مألوفش بود مراجعت نمود و فى سنهء تسع و ستين و الف قايد قضا و قدر گريبان جانش گرفته به ديار هند كشيد . و بنابر آنكه مردم خليق مكرم باشند و نزد همه‌كس عزيز و محترم ، چه حسن خلق نوريست از انوار حكمت الهى و سرى از اسرار عزت پادشاهى كه بدان نور شريف ديدهء بصيرت منور گردد و بدان سر عزيز معرفت حسن صفات [ 352 ب ] [ حاصل شود ] و آن‌جناب جوانيست به كرم مشهور و به رعايت ميهمانان و مراعات ايشان موصوف و به حسن خلق و مصاحبت معروف ، امراى عاليشان به صحبتش راغب گشتند و تا اين‌زمان كه سنهء هجرى به تسعين و الف رسيده منظور انظار اعاظم خوانين و امراى آن ملك است . ميرزا محمد على به محامد سير و محاسن شيم موصوف و در زهد و تقوى درجهء عليا دارد و همواره به تحصيل علوم دينيه همت مىگمارد . در اوايل ايام جوانى كه اوان نشاط و كامرانى است تا اين اوان كه چهار مرحله از مراحل عشره طى نموده اصلا مرتكب مناهى و ملاهى نشده و روى به محراب دين‌دارى و طاعت و عبادت آورده از خود به تقصير راضى نگشته . و ميرزا محمد رضا كه فرزند كهتر ميرزا محمد امين و صبيه‌زادهء بقراط - الدورانى حكيم كاشفا محمدا است كه از غايت عظم شان محتاج به توصيف نيست عزيزيست [ 353 الف ] نيكو روى خوش خوى شيرين مقال . در حين تحرير احوال خير مآل آن‌جناب در دار الامان ملتان اشتياق ملاقات از حد اعتدال تجاوز نموده طوطى شيرين‌گوى بنان از جانب مسود اوراق به اين مضمون مترنم گرديد ، شعر : گرچه دوريم به ياد تو قدح مىنوشيم * بعد منزل نبود در سفر روحانى « 1 »

--> ( 1 ) - صفحهء الف از ورق 353 بهمين‌جا ختم مىشود و صفحهء ب آن سفيدست .